بدجوری احساس پوچی میکنم بعد از این همه تلاش باز هم به جایی نرسیدم دنیا با من خوب تا نمیکنه انگار که پرونده من معلق شده و دیگه من وجود ندارم. نمیدونم آخر عمر من کجاست ولی اگه بد هم باشه باز من شکرگزار خدا هستم چون میدونم هیچ وقت بدی منو نمیخواد ولی چه خوب میشد که خیلی زود آرزومو برآورده میکرد . من بیشتر تلاشمو میکنم که بنده ی خوبی برای خدا باشم ولی دیگران نمیزارن میخوان یه جوری بد باشم.
خیلی بد میشه که آدم کسی رو نداشته باشه که واسش حرف بزنه نمیدونم شاید خیلی سخت میگیرم و یا بیشتر از چیزی که هستم میدونم.
تو این دنیا هیچ کس وجود نداره که منو درک کنه !!!(مادرم که منو به دنیا آورده اون هم منو درک نمیکنه)چرا من اینقدر باید سختی بکشم چقدر باید صبر کنم.من این خانواده رو که انتخاب نکرده بودم . من از خانواده خودم هم راضی نیستم اصلا از خودم بدم میاد .!!!!



